« یارِهمیشگیم»
ح حریفِ این دل نمی شم که عاشقته همیشه
خدا می دونه غروبِ جمعه دلِ من چی می شه
م منتظرم تا تو بیای بهار بشه خزونِ دل
تا تو بیای تموم بشه خستگی و جنونِ دل
ی یار ِهمیشگیم بیا بد جوری دلتنگت شدم
غروبِ جمعه شده وُ دوباره قهرم با خودم
د دنبال تو تو قلبای پاکُ بدونِ نقطه ام
تو قلبایِ خسته ای که تو دنیانیستن خیلی کم
ص صبر می کنم تا که بیای اگه که از غم نمیرم
دارم با قطره های اشک غصه رو از دل می شورم
ا ازم نمی مونه چیزی وقتی بهت فکر می کنم
با حسِ دوست داشتن تو دل از همه چی می کَنم
د دنیا بدون تو آقا جهنّمه پر از غمه
فقط به این دلم خوشِ که دستِ تو رو سَرمه
ق قسمت بشه اگه بیای فرشِ زیر پات می کنم
این قلبِ ناقابلمُ ای آقایِ مهربونم
ی یارِ همیشگیم بیا صبر و قرارِ من کَمه
حریف ِ این دل نمی شم که می تَپه تو سینمه
نوشته شده توسط : محمدصالح
